دادگاه عشق
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود ، وكيلم دلم بود
و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان
قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن
تو اعلام كرد پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ
كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم
و من گفتم به تو بگويند:
دوستت دارم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 13:0 توسط Borna
|
سلام دوستان به وبلاگم خوش اومدین امیدوارم لذت ببرید فقط خواهشا نظر یادتون نره.از دور میبوسمتون