باز خواهی گشت آیا؟؟؟
ترکم مکن
حتی برای یک روز
زان رو که به انتظار
ایستگاهی متروک خواهم بود
خالی از قطار.
ترکم مکن
حتی برای ساعتی
که دلتنگی چون بارانی
به آوارم فرو خواهد ریخت
و غبار
چون هاله ای.
جای پایت به شنها امیدم میدهم
و مژگانت آرامشم.
عزیزترین!
ترکم مکن حتی برای ثانیه ای.

وقتی تو نیستی
سرگردان سرگشته این سوال مداومم
که باز خواهی گشت آیا؟؟؟
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش
بی احساس عشقی
او را به خود نهادن و گفتن که دیگر نمی شناسمش......
+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر ۱۳۹۰ ساعت 13:50 توسط Borna
|
سلام دوستان به وبلاگم خوش اومدین امیدوارم لذت ببرید فقط خواهشا نظر یادتون نره.از دور میبوسمتون